چکیده کتاب لویاتان(هابز) /2
- حسینی
|
شناسنامه کتاب: هابز،توماس(1387)،لویاتان،ترجمه حسین بشیریه،تهران:نشرنی، 572ص |
|
لویاتان بزرگترین و نخستین اثر فلسفه سیاسی و اولین شرح جامع درباره دولت مدرن و ویژگی های آن است.توماس هابز کتاب خود را در چهار بخش تنظیم و تدوین نموده است. وی بخش اول کتابش را تحت عنوان در باب انسان آورده است. وی در این بخش به وضع طبیعی آدمیان پرداخته است. وی معتقد است انسان ها از نظر قوای جسمانی و فکری با هم برابرند و کسی بر کسی تفوقی ندارد و همین برابری و تساوی موجب ترس انسان ها از یکدیگر است و پیش دستی بهترین راه برای رستن از حالت ترس به امنیت است و در این وضعیت انسان گرگ انسان است و و روحیه ترس و رقابت باعث ایجاد کشمکش بین انسان ها می شود و ترس از ناامنی حاصل از این وضعیت انسان ها را به صلح سوق می دهد. حق طبیعی از نظر هابز آزادی و اختیاری است که هر انسانی از آن برخوردار است تا به میل و اراده خودش قدرت خود را برای حفظ زندگی خویش به کار برد، قوانین طبیعی نیز حکم یا قاعده ای کلی است که به واسطه عقل کشف شده باشد و آدمی را از انجام فعلی که مخرب زندگی اوست و یا وسایل صیانت زندگی را از او سلب می کند منع کند. لذا انسان ها برای رسیدن به امنیت حقوق خود را واگذار می کنند و تابع دولت و حاکمی می شوند که به این فرایند قرارداد می گویند اما حق دفاع از حیات قابل واگذاری نیست. در باب دولت، عنوان بخش دوم است. هدف دولت تامین امنیت آدمیان است. دولت ها دوگونه اند:دولت تاسیسی و دولت اکتسابی. این دو نوع حکومت حقوقی دارند و این حقوق الغا ناپذیر است. وی در میان اشکال مختلف حکومت طرفدار نظام سلطنتی است گرچه ایراداتی بر آن را هم وارد می داند. وی در معتقد است تنها در صورتی شهروندان مجاز به نافرمانی هستند که جان آنان مورد تهدید واقع شود. بخش سوم و چهارم نیز پیرامون دین مسیحیت و کتب مقدس و تفاسیر انحرافی از کتب مقدس است. |
|
1.بین لویاتان و آثار فلسفی سلف آن تفاوتی به چشم می خورد، آثار قبلی از مباحث ماورائی همچون خیر برین و حقوق طبیعی و الهی شروع کرده اند و از آنجا به مباحث دولت رسیده اند اما به نظر می رسد هابز کاری به مباحث متافیزیکی نداشته است و به امور واقع توجه داشته است و شاید انسان شناسی وی هم نتیجه شرایط زمانه هابز باشد. 2.هابز فرزند زمانه خویش است، وی پس از نشر نظریات گالیله و فراگیر شدن علوم تجربی می زیست و لذا واقع گرایی وی در مباحثش محصول همین زمانه است و از طرف دیگر در بریتانیایی می زیست که در آتش جنگ داخلی می سوخت و هرج و مرج بر سرزمینش حاکم بود و همین نیز بر انسان شناسی وی و اهمیت یافتن امنیت و ثبات برای وی موثر بوده است. 3.اهمیت امنیت و تقدم آن بر آزادی در نظر هابز می توان شاهد مثالی بر سلسله مراتب نیازهای انسانی باشد که امنیت و نان در راس نیازهای انسانی و آزادی و ... در سلسله مراتب بعدی هستند. 4.برخی بر هابز خرده گرفته اند که از لحاظ تاریخی، سند و مدرکی وجود ندارد که انسان ها در عصری در وضع طبیعی می زیسته اند و بعد قرارداد اجتماعی منعقد نموده اند، در حالی که به نظر می رسد هابز قصد بحث تاریخی نداشته و تنها قصد توصیف وضع طبیعی داشته است و همچنین است درباره قرارداد اجتماعی، و این قرارداد از نظر وی استعاری است. 5.هابز معتقد است که قدرت حکمران مطلقا نامحدود است و در جایی دیگر می گوید تبعیت از حاکم تا هنگامی است که جان انسان تهدید نشود و مثلا شرکت در جنگ اختیاری است و لذا به نظر می رسد منظومه هابز در این قسمت کامل نشده است. 6.هابز در مورد منشا حاکمیت حاکم در نوع دولت اکتسابی منکر وجه قهر و غلبه می شود و رضایت مغلوب را منشا حاکمیت می داند که غیرقابل اثبات و توجیه است و وی نیز از توجیه آن ناتوان بوده است. 7.هابز از رنج و لذت و نقش اساسی آن در وضع طبیعی انسانی سخن می گوید، لذا به نظر می رسد وی در این قسمت متاثر از اپیکور و از جنبه واقع گرایی اش متاثر از ماکیاولی بووده است. |