چکیده، تبیین و تحلیل کتاب سیاست ارسطو /2
- کاظمینی
شناسنامه کتاب(مقاله)
نام کتاب: سیاست نویسنده: ارسطو مترجم: حمید عنایت انتشارات: انتشارات و آموزش انقلاب اسلامى، تهران 1371
چکیده
این کتاب بیشتر بیان کننده فلسفه سیاسی ارسطو است که در هشت بخش تدوین گردیده است. ملخّص این هشت بخش به ترتیب عبارت است از:تعریف حکومت، تدبیر منزل،اموال، کودکان و زنان/ حکومت های مطلوب افلاطون و بهترین حکومت های موجود و نقد حکومتهای اسپارت و کرت و کارتاژ / شهروندان،طبقه بندی حکومت ها(دموکراسی،الیگارشی،پادشاهی...)/ قانون اساسی /انقلاب ها ،انگیزه ها و راه های جلوگیری از آن/ کمال مطلوب افراد جامعه و حکومت و در نهایت شیوه آموزش و تربیت و مباحثی در ورزش و موسیقی.
از جمله مسائلی که ارسطو در سیاست بر آن تأکید دارد تقسیم جامعه به آزاد و برده، دموکراسی و حکومت مردم، آفت های انقلاب، تبیین انواع حکومت و نیز حکومت مطلوب و البته در برخی موارد نقد دیدگاه های استاد خود افلاطون.
نکته پایانی که می تواند مورد توجه قرار گیرد بیان شش نوع حکومت است که از ضرب دو هدف خدمت به مردم و فرد در چگونگی اداره آن به سه صورت: همه،عده ای محدود و فرد بدست می آید. با این بیان، در مقابل سه نوع حکومت مطلوب یعنى پادشاهى، اریستوکراسى و جمهورى، سه حکومت منحرف به نام هاى تیرانى، الیگارشى و دموکراسى وجود دارند.
تحلیل و ارزیابی
کتاب سیاست بیانگر فلسفه سیاسی و نوع نگاه ارسطو به حکومت و سیاست است. او بر خلاف استاد خود افلاطون فیلسوفی عمل گرا و واقع نگراست. لذا بر خلاف افلاطون که بر حکومت فلاسفه تأکید می نمود ارسطو بر حکومت مردم(البته مردمان آزاد) توجه دارد. توجه زیاد ارسطو به بردگی و بردگان در تبیین حکومت ها و نیز طبقه بندی شهروندان، تبیینی که از عدالت، قدرت و حقوق زنان می نماید علاوه بر اینکه در پارادایم اسلامی نقدهای جدی بر آن وارد است در پارادایمهای اومانیستی نیز مورد نقد و رد قرار گرفته است.
نكته پاياني مباني معرفتي ارسطو است.معرفت شناسي ارسطو بر خلاف افلاطون كه فقط بر عقل تكيه داشت، حس را نيز معتبر مي شمرد. از ديگر سو اگر افلاطون در تحليل پديده ها و راه شناخت، روش عقلاني و قياسي را برمي گزيد ارسطو روش استقرايي و توجه به محسوسات و طبيعت خارج را نيز از جمله راه هاي معرفت مي داند.
نتیجه گیری
سیاست ارسطو بر خلاف جمهوری افلاطون در تحلیل روابط حاکمان و فرمانبران، انواع حکومت و... در عصر حاضر، ارتباط و مفاهمه بیشتری برقرار می نماید. اگر چه در مبانی معرفتی با نظریه های رقیب مانند اسلام و رویکردهای اومانیستی و پوزیتیویستی دارای اختلافات جدی است.البته اگر زمان تدوین كتاب سیاست و فضای فکری و فرهنگی حاكم بر آن مورد توجه باشد ، ارزش این نوشتار با تمامی نقدهای وارد بر آن، بیشتر دانسته می شود.