چکیده، تبیین و تحلیل مقاله مفهوم شناسی''حق'' و ''تکلیف'' انسانی در عصر قدیم و جدید غربی+پیوست/2
-
کاظمینی
نام مقاله: مفهوم شناسی ''حق'' و ''تکلیف'' انسانی در عصر قدیم و جدید غربی نویسنده: محمد جواد جاوید و محمد علی انواری
فصلنامه حقوق، مجله دانشکده حقوق و علوم سیاسی،دوره چهلم - تابستان 1389 - شماره 2
چکیده
مقاله مذکور بر آن است تا رویکردهای به حق و تکلیف را در دو عصر قدیم و جدید غربی مورد کنکاش و تحلیل قرار دهد. مراد نویسندگان از عصر قدیم دوران یونان باستان و پیش از قرون وسطی، واز عصر جدید دوران پس از رنسانس می باشد.در آغازین کلام ابتدا حق و تکلیف را مفهوم شناسی نموده سپس جایگاه آن را در این دو بازه زمانی مذکور که دارای شرایط و ویژگی های خاص معرفتی، فرهنگی و اجتماعی نیز می باشند، مورد بررسی قرار می دهد. در پایان، با اشاره به تفاوتهای موجود در مفهوم و برداشت از حق و تکلیف که ریشه در مبانی معرفتی و تطورات فرهنگی و اجتماعی این دو دوره دارد، اشاره ای به تأثیر پذیری اعلامیه جهانی حقوق بشر 1948 از نگرش های مدرن به حق و تکلیف می نماید. نکته دیگری که در تحلیل ارائه شده از سوی نویسندگان قابل توجه است تأکید بر نگاه سیستمی و پرهیز از روش اتمیک و تک عنصری در تحلیل مسائل و به طور خاص سیر تحولات حق و تکلیف و تدوین اعلامیه حقوق بشر است.
تبیین و تحلیل
پرداختن به چنین موضوعی با توجه به اهمیت و جایگاه آن در شکل گیری مبانی و بنیانهای علمی و معرفتی بسیاری از مباحث حقوق عمومی حائز اهمیت است.اما در دو محور ساختاری و محتوایی نکاتی قابل بیان است:
1. ساختاری
اگر چه سعی شده ساختار کلان حاکم بر نوشتار در سه محور اصلی(مفهوم شناسی،جایگاه شناسی و فلسفه تمایزات) منطقی باشد اما این روند در ذیل هر یک از این محورها رعایت نشده است. لذا مناسب بود در مفهوم شناسی و یا جایگاه شناسی نیز دسته بندی و طبقه بندی متناسب انجام می شد.
2. محتوایی
جهت اطلاع از نکات محتوایی رجوع کنید به پیوست چکیده
نتیجه گیری
نوع نگاه نویسندگان محترم به تفکیک پاردایم های حاکم بر مسأله(حق و تکلیف) در دو دوران کلاسیک و مدرن و نیز توجه به تحلیل سیستمی در برابر تحلیل هسته ای و تک عنصری، دو محور مهم و مثبت نوشتار است. اگر چه در برخی نکات ساختاری و محتوایی کاستی هایی به نظر می رسید که بیان شد.
پیوست:
ü نکات محتوایی
1. عدم تطابق دقیق مفهومی عنوان و معنون، در عنوان مقاله و حتی در محتوای آن بر اعلامیه حقوق بشر و نقش این خوانش ها بر تدوین آن جز در ذیل مقدمه و نهایتا ذیل نتیجه اشاره ای نشده است. مناسب بود در محوری مجزا گزاره های این اعلامیه بررسی سپس تطبیق داده می شد.
2. سؤال اصلی مقاله بر امکان شکل گیری مفهوم حقوق بشر با توجه به این رویکردها تأکید دارد اما عنوان و محتوای نوشتار به مفهوم شناسی و بررسی تمایزات متمرکز شده است.
3. در برخی فرازها از تقسیم دو گانه کلاسیک و مدرن و در برخی دیگر از فراز ها مانند نتیجه از تقسیم سه گانه یونان باستان، قرون وسطی و دوران جدید نام برده شده که مناسب بود همسانی رعایت می گشت. اگر چه یونان باستان و قرون وسطی خود در دوره کلاسیک جای می گیرند.
4. بررسی گذرای برخی تعاریف و رویکردهای اسلامی با توجه به عنوان مقاله چه بسا لازم نباشد(رک ص 69 و 70).
5. در عنوان مقاله و نیز چکیده علاوه بر حق، بر تکلیف نیز تأکید شده است در حالی که تمرکز نوشتار بر حق بوده و تکلیف، ارتباط آن باحق، حق مدار یا تکلیف مدار بودن رویکردها در این دو دوره و... مورد غفلت قرار گرفته است.
6. با توجه به موارد پیش گفته چه بسا یک ناهم خوانی و ناهم سانی محتوایی را در قطعات مختلف نوشتار(عنوان، چکیده، مقدمه، محتوای اصلی و نتیجه) و لو به صورت جزئی بتوان مشاهده نمود.
7. از جمله مهمترین نظریات مدرن در بررسی مفهوم حق، نظریه هوفیلد[1] است. که مناسب بود به آن اشاره می شد.
8. در دسته بندی مباحث مناسب بود از مقاله فلسفه حق جرمی والدرن[2]و[3] و دسته بندی ارائه شده در آن استفاده می شد تا بر غنا و دقت نوشتار افزوده گردد.
9. همانگونه که در دوران کلاسیک بین یونان باستان و ظهور مسیحیت و قرون وسطی تفکیک شده است مناسب بود در تبیین دوران مدرن نیز بین دوران عقل گرایی خود بنیاد و تجربه گرایی نیز تفکیک می شد. این در حالی است که از اندیشمندان هر دو رویکرد مطالبی در مقاله نقل شده است.
10. در بیان تمایزات بین دوره های مورد نظر، تأکید بر مباحث معرفت شناختی و سیر تحولات فرهنگی و اجتماعی است در حالی که از جمله مهمترین این تمایزات را در رویکردهای روش شناسی می توان جستجو نمود. تفاوت در روش تحلیل پدیده ها و مفاهیم بنیادینی مانند حق، عدالت، آزادی و... در دو روش قیاسی یا مبنا محور (Deductive method) )و استقرایی یا مسأله محور( inductive method) که ریشه در همان مبانی معرفتی این دو عصر دارد از جمله مواردی است که شایسته بود بدان اشاره می گشت.
[1] see Wesley Newcomb Hohfeld، Fundamental Legal Conceptions As Applied in Judicial Reasoning and Other Legal Essays، New Haven: Yale University Press، MDCCCCXXIII(1923)،And Rights, Stanford Encyclopedia of Philosophy, First published Mon Dec 19, 2005; substantive revision Sat Jul 2, 2011, http://plato.stanford.edu/entries/rights/.
[2] Jermy Waldrom، "The Philosophy of Rights"، (An Encyclopadia، of philosohy، Edited by G.H. R parkinson)، Routledge،199
[3] این مقاله توسط دکتر محمد راسخ ترجمه نیز شده است.(رک: نامه مفید، شماره 21، بهار 1379).