• میرمحمدی

مشخصات کتاب: برتراند راسل، تاریخ فلسفه غرب، کتاب دوم؛ فلسفه قرون وسطی، ترجمه نجف دریابندری، 1345، چاپخانه بهمن، 956 صفحه/ فصل سیزدهم: توماس آکوئیناس قدیس

راسل در ابتدای این فصل، آکوئیناس را بزرگترین فیلسوف مدرسی که حکمت وی به عنوان یگانه حکمت صحیح در مدارس کاتولیک تدریس می شود، معرفی می کند و معتقد است وی تفاسیری منطبق بر مسیحیت و متفاوت از تفسیر پیروان ابن رشد از ارسطو ارائه کرد و از این رهگذر دستگاه افلاطون را در کلیساها منزوی و ارسطو را جایگزین ساخت. راسل سپس به شرح کتاب «مجموعه ای علیه گمراهان» می پردازد. آگوستین در این کتاب معتقد است عقل می تواند وجود خدا و بقای روح را ثابت کند اما اثبات تثلیث، حلول و روز داوری از او ساخته نیست. او می گوید: هرچه جنبانیده شود بوسیله چیزی جنبانیده می شود و چون تسلسل بینهایت محال است، پس در نقطه ای به چیزی می رسیم که سایر چیزها را می جنباند بی آنکه خود جنبانده شود. این جنباننده ناجنبیده خداست. او معتقد است اشیاء از جهت مسیر کمالی که طی می کنند شبیه خدا هستند و از حیث نداشتن این کمالات بی شباهت با او هستند. او همچنین می گوید: خدا نمی تواند چیزهایی را که فی نفسه محالند اراده کند؛ مثلا نمی تواند تناقض را مصداق بخشد. او برای شناخت خدا سه طریق عقل، وحی و الهام را ذکر می کند و همچنین استدلالاتی برای اثبات معاد جسمانی ذکر می کند. راسل در پایان این فصل از کتاب خود، طرز تفکر و نه اصل آراء و اندیشه های آکوئیناس را مورد ارزیابی و سپس نقد جدی قرار می دهد.

آکوئیناس درباره تئوری دین مسیحیت و آگوستین درباره سرایت اثر گناه نخستین به انسانها توضیحی نمی دهد. او می گوید هر چند «تقدیر» تغییر نمی پذیرد با این وجود دعا مفید است و مشخص نیست او این تناقض را چگونه توجیه می کند؟ او به بهشت نرفتن کسانی که غسل تعمید نکرده اند را می پذیرد و وقتی از عهده توجیه منطقی آن برنمی آید این موضوع را هم مانند مواردی که درباب چهارم کتاب مجموعه ای علیه گمراهان گفته(مانند تثلیث) به مکاشفه حواله می دهد اما این دلیل نمی شود که مانند راسل، آکوئیناس را فیلسوف ندانیم چرا که اگرچه توماس قدیس مبانی شریعت مسیحیت را اصل می گیرد و تا آنجا که می تواند آن را توجیه فلسفی می کند و اگر نتواند به وحی و شهود ارجاع می دهد، اما این ملازمه ای با عدم رعایت قواعد فلسفی در بخشهایی که وی به طور فلسفی منویاتش را اثبات می کند، ندارد و از این نظر، نقد راسل تنگ نظرانه به نظر می رسد اگرچه به برخی از استدلالات توماس قدیس، انتقاداتی جدی وارد است. همچنین وی فقط یک کتاب آکوئیناس را مورد بررسی قرار داده و کتاب شاخص دوم او، یعنی «مجموعه حکمت الهی» را مورد ارزیابی قرار نداده است.

در مجموع به نظر می رسد آکوئیناس به منظور به روز سازی و عقلانی کردن مفاهیم شریعت مسیحیت تلاش سختی را به منصه ظهور رسانده و راسل در کتاب خود بالنسبه توانسته این تلاش را منعکس سازد اگرچه تفکرات فلسفی و دینی توماس قدیس خالی از ایرادات جدی نیست.